تبليغاتX
:: مسافری از قاف ::  

باید که دمی غافل از آن شاه نباشی ، شاید که نظر افکند آگاه نباشی



 

کجاست بقیه الله که خارج از خاندان عترت و هدایت نیست؟

 

کجاست آنکه برای بریدن دنباله ستمکاران مهیّا شده است؟

 

کجاست آنکه برای محو جور و دشمنی به او امید دارند؟

 

کجاست آنکه ذخیره ایست برای تجدید فرایض و سنتهای پیامبر؟

 

کجاست آنکه برای برگرداندن دین وشریعت انتخاب شده است؟

  

کجاست زنده کننده آثار دین و اهل آن؟

 

کجاست آنکه بناهای شرک و نفاق را ویران کند؟

 

کجاست آنکه اهل فسق و طغیان را نابود کند؟

 

کجاست آنکه شوکت ظالمان و زورگویان را بشکند؟

 

کجاست دور کننده شاخه های گمراهی و اختلاف؟

 

کجاست محو کننده آثار کجروی و هوا پرستی؟

 

کجاست برنده ریسمانهای دروغ و افتراء؟

 

کجاست آن در گاه خداوند که از او  وارد شوند؟

 

 

کجاست طالب خون مقتول کربلا؟

 

 

 

اهل زمان غیبت که قایل به امامت او و منتظر اویند از

 

 

 مردمان هر زمانی بهتر می باشند.

 

+نوشته شده درشنبه 22 تیر1387ساعت 16:22 توسط مسعود |

 

 مهدی در دلها غریب است

 

 این امت سرگردان چگونه دست به انکار می زنند ، چرا

 نمی پذیرند که صاحب آنها ، همان مظلومی است که حقش

 موردتکذیب قرار گرفته؟درمیان آنها راه می رود،دربازارهایشان 

 رفت و آمد می کند ،روی فرش هایشان گام برمی داردو او را

 نمی شناسند؟!

بحار الانوار ج۵۱ ص۱۴۲ 

   باید که دمی غافل از آن شاه نباشی

 

شاید که نظر افکند آگاه نباشی      

  

 

 

 

دوستان جوان من بیایید با هم عهد ببندیم برای فرج مولامون

 

دعا کنیم ،مهدی فاطمه به خدا قسم غریبه ،بیایید بیشتر از این

 

آقا را ناراحت نکنیم ، مهدی فاطمه بزودی خواهد آمد و صدای

 

طنین انداز اذان ودین برگزیده جدش را درتمام عالم رواج

 

خواهدداد .

 

به امید دیدن روی ماه مهدی و آن روز بزرگ ...

 

شاید برای اهل دل همین نزدیکی ها باشد ، شاید ....... 

 

  

+نوشته شده درچهارشنبه 12 تیر1387ساعت 19:25 توسط مسعود |

معناي‌ صوفي‌

 

دانشوران‌ بر سر مبدأ اشتقاق‌ كلمه‌ي‌ صوفي‌ قيل‌ و قال‌ بسيار

 

مي‌كنند. ولي‌ نظرمن‌ این‌ است‌ كه‌ درباره‌‌ مفهوم‌ دقيق‌ آن‌ دليلي‌

 

براي‌ جدال‌ وجود ندارد . اكنون‌ نظري‌ سريع‌ و اجمالي‌ به‌

 

كوششهاي‌ مختلفي‌ كه‌ علماي‌ لغت‌ و فرهنگ‌نويسان‌ دراين‌ باره‌ به‌

 

عمل‌ آورده‌اند مي‌افكنيم‌ :

 

* بعضي‌ مي‌گويند صوفيان‌ به‌ واسطه‌ي‌ پاكي‌ (صفا)‌ دلشان‌ و به‌

 

خاطر خلوص‌ عملشان‌ (آثار) ملقب‌ به‌ صوفي‌ شده‌اند. به‌ قول‌ بشر

 

ابن‌ حارث‌«صوفي‌ آن‌ است‌كه‌ دلش‌ نسبت‌ به‌ خدا بي‌ريا(با صفا)

 

باشد». اما اگر بپذيريم‌ كه‌ كلمه‌ي‌ صفوي‌ از «صفا» مشتق‌ مي‌شود

 

بايد صورت‌ درست‌ اين‌ كلمه‌ صفوي‌ باشد نه‌ صوفي‌!

 

*گروه‌ ديگري‌ تصور مي‌كنند صوفيان‌ از اين‌ نظر صوفي‌ نام‌

 

گرفته‌اند كه‌ در حضور خداوند در مرتبه‌ي‌ (صف‌) اول‌ قرار دارند

 

 و اين‌ بدان‌ سبب‌ است‌ كه‌ سير آرمانهاي‌ ايشان‌ و حركت‌ قلبشان‌

 

و توقف‌ سر آنها به‌ سوي‌ اوست‌. به‌ هر حال‌ چنانچه‌ كلمه‌ي‌

 

صوفي‌ به‌ صف‌ (مرتبه‌) راجع‌ باشد ناچار صورت‌ اين‌ كلمه‌ صفي‌

 

خواهد بود نه‌ صوفي‌ !

 

*بعضي‌ ديگر گفته‌اند ايشان‌ را از آن‌ جهت‌ صوفي‌ خوانده‌اند كه‌

 

صفاتشان‌ شبيه‌ به‌ صفات‌، اصحاب‌ صُغه‌ است‌ كه‌ در زمان‌ پيامبر

 

خدا به‌ سر مي‌بردند. اصحاب‌ صفه‌ يار و ديار را ترك‌ مي‌گفتند و

 

از خاندان‌ و دوستان‌ دوري‌ مي‌گزيدند و از متاع‌ دنيا فقط‌ به‌

 

اندازه‌ي‌ ضرورت‌ برمي‌داشتند تا بدن‌ عريان‌ خويش‌ را بپوشانند و

 

رنج‌ گرسنگي‌ را التيام‌ بخشند. از يكي‌ از اينان‌ پرسيدند صوفي‌

 

كيست‌؟ جواب‌ داد «صوفي‌ كسي‌ است‌ كه‌ نه‌ مالك‌ و نه‌ مملوك‌

 

باشد»، و از اين‌ بيان‌ منظورش‌ آن‌ بود كه‌ صوفي‌ بنده‌ي‌ آرزوها و

 

شهوات‌ خويش‌ نيست‌. اما اگر واژه‌ي‌ صوفي‌ از صفه‌ گرفته‌ شده‌

 

باشد بايد صورت‌ درست‌ آن‌ صفي‌ باشد و نه‌ صوفي !

 

*آخرين‌ نظر در اين‌ باره‌ آن‌ است‌ كه‌ گفته‌اند صوفيان‌ را به‌ خاطر

 

عادتي‌ كه‌ به‌ پوشيدن‌ صوف‌ (پشم‌) داشته‌اند صوفي‌ گفته‌اند.درهر

 

حال‌ اگر اشتقاق‌ كلمه‌ صوفي‌ از صوف‌ مودر قبول‌ قرار گيرد،

 

شكل‌ اين‌ كلمه‌ درست‌ است‌ و اين‌ تغيير از منظر فن‌ اشتقاق‌

 

صحيح‌ خواهد بود.

 

 ابوبكر كلاباذي‌، مي‌گويد اين‌ كلمه‌ در عين‌ آنكه‌ از واژه‌ي‌ صوف‌

 

آمده‌ واجد معاني‌ لازم‌ چون‌: اعراض‌ از دنيا، روح‌ را متمايل‌ به‌

 

جهان‌ ديگر كردن‌، دائم‌ السفر بودن‌، اعراض‌ جستن‌ روح‌ از لذات‌

 

جسماني‌، ترك‌ يار وديار گفتن‌، تهذيب‌ سلوك‌، پالايش‌ دل‌،شرح‌

 

صدر و استعداد ارشاد نيز هست .‌

 

ابن‌ خلدون‌ نيز بر اين‌ عقيده‌ بود كه‌ واژه‌ي‌ صوفي‌ از صوف‌ مشتق‌

 

است‌ ولي‌ لازم‌ است‌ به‌ ياد داشته‌ باشيم‌ كه‌ صرفاً با پوشيدن‌

 

پارچه‌ي‌ درشت‌ مويين‌ و صوف‌ خشن‌ نمي‌توان‌ صوفي‌ شد. همان‌

 

طوري‌ كه‌ هجويري‌ گفته‌ است‌ پاكي‌ (صفا) موهبتي‌ است‌ الهي‌ و

 

صوف‌ لباسي‌ است‌ در خو گوسفندان‌ اين‌ بيان‌ نظم‌ دلكش‌سعدي‌

 

را به‌ ياد مي‌آورد كه‌ مي‌فرمايد

 

 

در كوه‌ و دشت‌ هر سبعي‌ صوفی اي‌ بدي‌ گر هيچ‌ سودمند بدي‌  

 

صوف‌ بي‌صفا !!


 

+نوشته شده درجمعه 7 تیر1387ساعت 19:59 توسط مسعود |

                          

 

         میلاد پرفتوح بانوی دوعالم ، پاره تن پیغمبر ،    

 

فاطمه اطهر بر تمامی شیعیان و مادران عزیز مبارک

 

خداوند می فرماید:

 

اگرعلی(ع) نبود محمد(ص) را نمی آفریدم ،

 

و اگر فاطمه نبود عالم و جهان را نمی آفریدم.

 

+نوشته شده درچهارشنبه 5 تیر1387ساعت 16:32 توسط مسعود |

 

ارزش یک زن بالاتر ازآن است که خودرا به مانند یک عروسک

 دربرابرنامحرم به جلوه درآورد. زیبایی زن به عفت ووقاراوست.

 زنانی که با پوشش نامناسب ظاهرمی شوندیا قصد جلب توجه را

 دارند، نمی دانند مردی که جذب زیبایی یک زن می شود خیلی

 زود او را رها کرده به سراغ بهتر از اومی رود.از بعضی بانوان

 اسلام اگر سوال شود که چرا اینگونه دربرابر بیگانه ونامحرم ظاهر

 می شوید، می گویند:مد است، می خواهیم شیک و مرتب باشیم .

 اما آیا نمی شود تحت پوشش مناسب هم مرتب و شیک بود؟

 آیا الگویی بالاتر از فاطمه زهرا و زینب کبری می توان یافت؟

 

 چشمی که نامحرم را ببیند ، شعور دیدن مهدی فاطمه(عج)  

 را از دست می دهد.

 

+نوشته شده دریکشنبه 2 تیر1387ساعت 15:2 توسط مسعود |