|
باید که دمی غافل از آن شاه نباشی ، شاید که نظر افکند آگاه نباشی |
|
معناي صوفي دانشوران بر سر مبدأ اشتقاق كلمهي صوفي قيل و قال بسيار ميكنند. ولي نظرمن این است كه درباره مفهوم دقيق آن دليلي براي جدال وجود ندارد . اكنون نظري سريع و اجمالي به كوششهاي مختلفي كه علماي لغت و فرهنگنويسان دراين باره به عمل آوردهاند ميافكنيم : * بعضي ميگويند صوفيان به واسطهي پاكي (صفا) دلشان و به خاطر خلوص عملشان (آثار) ملقب به صوفي شدهاند. به قول بشر ابن حارث«صوفي آن استكه دلش نسبت به خدا بيريا(با صفا) باشد». اما اگر بپذيريم كه كلمهي صفوي از «صفا» مشتق ميشود بايد صورت درست اين كلمه صفوي باشد نه صوفي! *گروه ديگري تصور ميكنند صوفيان از اين نظر صوفي نام گرفتهاند كه در حضور خداوند در مرتبهي (صف) اول قرار دارند و اين بدان سبب است كه سير آرمانهاي ايشان و حركت قلبشان و توقف سر آنها به سوي اوست. به هر حال چنانچه كلمهي صوفي به صف (مرتبه) راجع باشد ناچار صورت اين كلمه صفي خواهد بود نه صوفي ! *بعضي ديگر گفتهاند ايشان را از آن جهت صوفي خواندهاند كه صفاتشان شبيه به صفات، اصحاب صُغه است كه در زمان پيامبر خدا به سر ميبردند. اصحاب صفه يار و ديار را ترك ميگفتند و از خاندان و دوستان دوري ميگزيدند و از متاع دنيا فقط به اندازهي ضرورت برميداشتند تا بدن عريان خويش را بپوشانند و رنج گرسنگي را التيام بخشند. از يكي از اينان پرسيدند صوفي كيست؟ جواب داد «صوفي كسي است كه نه مالك و نه مملوك باشد»، و از اين بيان منظورش آن بود كه صوفي بندهي آرزوها و شهوات خويش نيست. اما اگر واژهي صوفي از صفه گرفته شده باشد بايد صورت درست آن صفي باشد و نه صوفي ! *آخرين نظر در اين باره آن است كه گفتهاند صوفيان را به خاطر عادتي كه به پوشيدن صوف (پشم) داشتهاند صوفي گفتهاند.درهر حال اگر اشتقاق كلمه صوفي از صوف مودر قبول قرار گيرد، شكل اين كلمه درست است و اين تغيير از منظر فن اشتقاق صحيح خواهد بود. ابوبكر كلاباذي، ميگويد اين كلمه در عين آنكه از واژهي صوف آمده واجد معاني لازم چون: اعراض از دنيا، روح را متمايل به جهان ديگر كردن، دائم السفر بودن، اعراض جستن روح از لذات جسماني، ترك يار وديار گفتن، تهذيب سلوك، پالايش دل،شرح صدر و استعداد ارشاد نيز هست . ابن خلدون نيز بر اين عقيده بود كه واژهي صوفي از صوف مشتق است ولي لازم است به ياد داشته باشيم كه صرفاً با پوشيدن پارچهي درشت مويين و صوف خشن نميتوان صوفي شد. همان طوري كه هجويري گفته است پاكي (صفا) موهبتي است الهي و صوف لباسي است در خو گوسفندان اين بيان نظم دلكشسعدي را به ياد ميآورد كه ميفرمايد در كوه و دشت هر سبعي صوفی اي بدي گر هيچ سودمند بدي صوف بيصفا !! |
ای دو سه تا کوچه زما دورتر
پست الکترونيک آرشيو وبلاگ
مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387
پایگاه حضرت آیت الله خامنه ای هییت روضه العباس آسمان سرخ گوش تا گوش حلقوم شیخ آسمانی محفل فاطمیون اراک خاکیان ناسپاس انتظار بهار نارنج هیئت انصار العباس دنیای هزار رنگ باران سبز شاه وفا ابالفضل قاصدک های سوخته پاسخ به شبهات دینی ۩۞۩ رابطه پنهان ۩۞۩ تنهاترین تنها
monesam khoda
پشتيباني
ابتدا نيت كنيد
.::.حالا كليد فال را فشار دهيد.::.
|